![]() |
![]() |
|
| جوک,عکس,اس.ام.اس,داستان عاشقانه و...... |
|
سلام به همه ی برو بکس با حال !
یه بازی browser خیلی قشنگ و با حاله....! تو این بازی دو گروه وجود داره (خوناشام ها و گرگمرد ها "گرگینه ها") تو یه گره عضو میشی و برای نژادت افتخار کسب میکنی..! توصیه شده توسط milad off ...!! لینک برای دیدن سایتش http://s1.bitefight.ir/c.php?uid=42547 به همه توصیه میکنم برن بی ضرره!! بهترین بازی برای بیکارها..! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/10/27ساعت 6:49 بعد از ظهر توسط joker |
|
|
********************************************************************* ![]() منبع: crazyboys-18dez.blogfa |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/09/14ساعت 11:43 قبل از ظهر توسط joker |
|
|
"جريانات رختخوابي"
يك شب كه من و همسرم توي رختواب مشغول ناز و نوازش بوديم. در حالي كه احتمال
وقوع حوادثي هر لحظه بيشتر و بيشتر ميشد يك دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من
حوصلهاش رو ندارم فقط ميخوام كه بغلم كني."
چي؟ يعني چه؟
و اون جوابي رو كه هر مردي رو به در و ديوار ميكوبونه بهم داد:
تو اصلاً به احساسات من به عنوان يك زن توجه نداري و فقط به فكر رابطهي فيزيكي
ما هستي!
و بعد در پاسخ به چشمهاي من كه از حدقه داشت در مياومد اضافه كرد:
تو چرا نميتوني من رو بخاطر خودم دوست داشته باشي نه براي چيزي كه توي رختواب
بين من و تو اتفاق ميافته؟
خوب واضح و مبرهن بود كه اون شب ديگه هيچ حادثهاي رخ نميده. براي همين من هم
با افسردگي خوابيدم.
فرداي اون شب ترجيح دادم كه مرخصي بگيرم و يك كمي وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم
رفتيم بيرون و توي يك رستوران شيك ناهار خورديم. بعدش رفتيم توي يك فروشگاه بزرگ
و مشغول خريد شديم.
چندين دست لباس گرون قيمت رو امتحان كرد و چون نميتونست تصميم بگيره من بهش
گفتم
كه بهتره همه رو برداره. بعدش براي اينكه ست تكميل بشه توي قسمت كفشها براي هر
دست لباس يك جفت هم كفش انتخاب كرديم. در نهايت هم توي قسمت جواهرات يك
جفت گوشوارهاي
الماس.
حضورتون عرض كنم كه از خوشحالي داشت ذوق مرگ ميشد.. حتي فكر كنم سعي كرد من و
امتحان كه چون ازم خواست براش يك مچبند تنيس بخرم، با وجود اينكه حتي يك بار
هم راكت تنيس رو دستش نگرفتهبود. نميتونست باور كنه وقتي در جواب درخواستش
گفتم: "برشدار عزيزم."
در اوج لذت از تمام اين خريدها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزيزم فكر كنم
همينها خوبه. بيا بريم حساب كنيم."
در همين لحظه بود كه گفتم: "نه عزيزم من حالش و ندارم."
با چشماي بيرون زده و فك افتاده گفت:"چي؟"
عزيزم من ميخوام كه تو فقط كمي اين چيزا رو بغل كني. تو به وضعيت اقتصاديه من
به عنوان يك مرد هيچ توجهي نداري و فقط همين كه من برات چيزي بخرم برات مهمه."
و موقعي كه توي چشماش ميخوندم كه همين الاناست كه بياد و منو بكشه اضافه كردم:
"چرا نميتوني من و بخاطر خودم دوست داشتهباشي نه بخاطر چيزايي كه برات
ميخرم؟"
خوب امشب هم توي اتاقخواب هيچ اتفاقي نميافته فقط دلم خنك شده كه فهميده
"هرچي عوض داره گله نداره."
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/08/17ساعت 2:59 بعد از ظهر توسط joker |
|
|
*********************************************************************
می دونی مثل چی هستی ؟ مثل یک تصادف وحشتناک که کشته و مُرده زیاد داری !
شكسپير ميگه: يا به اندازه ي آرزو هاتون تلاش كنيد يا به اندازه ي آرزوتون تلاش كنيد . . .!! ترجمه ي لري : اگه نمي توني گه بخوري ، گه مي خوري گه بخوري !
به غضنفر میگن مبارک باشه ازدواج کردی. میگه دائمی نیست اعتباری !! صداتو ميخوام نه براي لطافتش ، براي اينكه پشت وانت داد بزني نمكيه !!!! لقمان هر وقت دلش مي گرفت با خرش حرف ميزد ، كجايي دلم گرفته !!!
اگه گفتي اون چيه كه هر جي پسرا ميبرن جلوتر دخترا بيشتر جيغ ميزنن؟
احمدی نژاد : یک شب امـام اومد به خوابم گفت : مـحمود ! گفـتم : بله آقا جون بذارین دستتون رو ببوسم ! گفت نمیخواد تو استعفا بده من پاتو می بوسم !!
می دونی این چیه ؟
بیا لبخند بزنیم بدون انتظار پاسخی از دنیا و بدان روزی آنقدر شرمنده می شود که به جای پاسخ لبخند به تمام سازهایمان می رقصد . بیا لبخند بزنیم ....!!!
شنیدم خاطرخواهام دارن خودکشی می کنن . اس ام اس دادم ببینم در چه حالی ؟ ها ؟!
نازنینم هر جا باشی قصه نویس تو منم ، همه نارفیقن و تنها رفیق تو منم ...!
ღ♥ღاس ام اس های عاشقانه توپ و با حال وجدیدღ♥ღ
يه دنيا فداي هر چي دله مهربونه يه دل فداي هر کي اينو ميخونه!
هزار تا رگ دارم و هزار تا رفيق اما تو شاهرگي و تک رفيق!!!
کاش بدوني نديدنت نبودنت هرگز بهانه اي نميشه واسه از ياد بردنت!!
ميدونى فرق تو با کبوتر چيه؟
مي دوني بزرگترين گناه چيه؟
اتل متل ستاره ، گلم دوسم نداره ! نه اس ام اس نه يک زنگ ، دلم براش شده تنگ! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/07/23ساعت 12:11 بعد از ظهر توسط joker |
|
|
********************************************************************* سلام سلام..! اینم برای اینکه صادق از کسلی در بیاد بره سره درسش......!!!!!
ترکه ميره خرشو بفروشه يه لحظه غافل ميشه ميبينه خره داره پول ميشماره !
تحقيقات نشون داده اصفهانيها فقط در 22 روز سال رشد مي کنند: دهه اول محرم + 12روز اول عيد
به يه لره ميگن تا حالا سوتی بزرگ دادی ميگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هيچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بيا خونمون منم رفتم بهم گفت من ميرم توی اتاق تو هم چند دقيقه بعد بيا تو منم ۱۰ دقيقه بعد رفتم تو اتاق تاريک بود برقارو که روشن کردم همه خنديدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش ميگن اينکه سوتی بزرگی نبود ميگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!! تو اردبیل یه بنده خدا میمیره, اعلامیشو میچسبونن به دیوار, تو انتخابات رای اول میاره!!
یه کارت شارژ ۱۰ هزار تومنی پیدا شده, با دادن کد ۱۲ رقمی, کارت را تحویل بگیرید.
!!!
کدام مورد کوتاهتر است؟
بعضی وقت ها اینقدر حواست به خودته و در آرزوهای خودت غرقی که یادت میره یه نفر منتظرته تا
داری از چشم هام میوفتی
انواع چیپس:
به لره میگن پل صراط مثل شمشیر تیز و مثل مو نازکه, شما چه جوری رد میشین؟ میگه برارم ما عشایریم, همین ور پل چادر میزنیم میشینیم
ندا رسید از آسمان که امشب خط ها را شلوغ نکنید ای بیچارگان و رانده شدگان از طرح پاییزی..... سوره طرح قرمز پاییزی, آیه شب زمستانی!
برو پايين خيلي با حاله.
ترکه رو مي خواستن اعدام کنن ميگن اخرين حرفت بزن ميگه لعنت بر جد و اباد کسي که بزنه زير 4پايه!
چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود؟»....!!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/02/03ساعت 3:7 بعد از ظهر توسط joker |
|
|
********************************************************************* سال نو مبارک
وقتي تو پيروز ميشي من با غرور به همه ميگم : هي اون دوست منه ! اما وقتي ميبازي كنارت ميشينم و ميگم : هي من دوست توام . . .! نفرين ترکي:ارزو دارم خدا کنه ان شا الله به حق پنج تن الهي آمين تركه رو ميبرن زير سوال، له ميشه شما برنده یک دستگاه ماکسیما، یک باب منزل مسکونی و ماهانه 500هزار تومان را سراغ نداری؟ گفتم شاید امر خیری صورت گرفت به غيرت مردم رشت قسم ...به فرهنگ لرستان قسم ... به فهم وشعورترکها قسم...به سخاوت اصفهانيها قسم...به صداقت آبادانيهاقسم... دوستت دارم تركه ميره لباس فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه: بله. تركه ميگه: بيزحمت دو نخ بدين
موقعي که داري واسه بدست آوردن کسي ميدوي آروم بدو چون شايد يکي هم داره واسه بدست آوردن تو ميدوه
كوچيك كه بوديم تنها كفشامون رو اشتباه مي پوشيديم ، اما حالا چي؟
زندگي مستطيلي است
براي بافتن ريسمان زندگي به دنبال بافنده اي دیگر باش
الهي روزگارت آفتابي
چه كنم كه تو سلطان جهاني و من دوريش خرابات
ميگن عشق مثل خورشيد مي مونه
عشق يعني پاك ماندن در فساد
ز مرگم هيچ نمي ترسم وقتي دهکده اي مي سوزد دودش را همه مي بينند، اما وقتي قلبي مي سوزد کسي شعله اش را نمي بيند وفای شمع را نازم که بعد از سوختن... به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد... نه چون انسان که بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که با هر نگه تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت شماره ی کفشتو بده بزنیم روی پیشونیمون تا همه بفهمن که خاک پاتیم!
بوی گیسوی تو را نیمه شب آورد نسیم تازه شد در دل من یاد رفیقان قدیم
من یه لیوان چای رو به تو ترجیح میدم چون چای زبونمو میسوزونه ولی تو دلمو!
پای مورچه رو تصور کن
. . حالا تصور کن جوراب داره!!! . . حالا تصور کن جورابش سوراخه!!!!! دلم برات اندازه ی سوراخ جوراب مورچه شده....
ترکه میره مکه وقتی میاد ازش میپرسن چطور بود؟ میگه خیلی سنگ خورد تو سرم ولی بالاخره بوسیدمش!
3نفر ميميرن . خدا گفت اولي بره بهشت . دومي بره جهنم . سومي بره طويله !!! 1 cc دوستت دارم 1 قطره عاشقتم 1 ليتر به فكرتم 1 بشكه دروغ گفتم غضنفر قاضي ميشه ، يكي ميره پيشش ميگه من از همسايه ام شكايت دارم ، يه من گفته گه نخور غضنفر هم ميگه : غلط كرده ، برو بخور .به كسي چه مربوطه ؟!!!! اگه خسته اي: به من تكيه كن اگه تنهايي: بيا پيشم اگه بي پناهي: پناهتم اگه پول مي خواي : مشترك مورد نظر در دسترس نمي باشد
تو در قلب من جا داری کار دنیا رو میبینی قلب من شده گاو داری!!!
هر کس زیر ما خوابید...راضی بلند شد . شما هم امتحان کنید . پتوی گلبافت
سلام الان بیمارستان هستم. شونم شکسته...نمیخوام خانواده با خبر بشن پول داری یکم واسم بفرستی شونه بخرم موهامو شونه کنم؟؟؟؟ برداشتن قدم های بزرگ در زندگی پاره شدن خشتک را به دنبال دارد
دوستي يك حادثه است و جدايي يك قانون.. پس بيا حادثه آفرين و قانون شكن باشيم!
دستم بوی گل می داد، مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند، اما هیچ کس فکر نکرد که آخر شاید من یک گل کاشته باشم..!
درزندگی بدنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کني، به دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی!
عشق شما را چون خوشه های گندم دسته می كند. آنگاه شما را به خرمن كوب از پرده ی خوشه بیرون می آورد. و سپس به غربال باد دانه را از كاه می رهاند. و به گردش آسیاب می سپارد تا آرد سپید از آن بیرون آید. سپس شما را خمیر می كند تا نرم و انعطاف پذیر شوید.
من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود.
امروز که محتاج توام جای تو خالیست، فردا که میایی به سراغم نفسی نیست مکن امروز را فردا، بیا با ما که فردایی نمیماند که از تقدیر و فال ما در این دنیا کسی چیزی نمیداند
تو پادگان چشمات راه رفتم بی معرفت....سهم من از عشقت کلاغ پر بود؟؟!!!؟؟
بمیرد آنکه غربت را بنا کرد تورا از من، مرا از تو جدا کرد
از شمع 3 چیز آموختم : ایستاده بمیرم*بی صدا بمیرم*به پای دوست بمیرم
سکوت من؛ فریاد بلند دوست داشتن توست دوست داشتن تو افسانه نیست، باورش کن
به اشتیاق اولین دانه ی برف، به تحمل آخرین برف پاییزی! به گرمای خورشید و به زیبایی آسمان قسم میخورم که سر کاری! Tof !!! Tof !!!! Tof !!!!! Tof !!!!!! Tof !!!!!!! tofekr mikoni man mitoonam be to fekr nakonam??? |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/01/17ساعت 10:43 قبل از ظهر توسط joker |
|
|
از قزويني مي پرسند بزرگترين سد دنيا چيه ميگه: شلوار لي از يه بابايي ميپرسند: كدوم برنامه تلويزيون رو بيشتر از همه دوست داري؟ ميگه: پيام بازرگاني! ميپرسن: چرا؟ ميگه: چون بينش سريال پخش ميكنند! از يه ترك پرسيدند نظرت راجع به نوشابه چيه؟ تركه گفت: خوبه آب داره گاز هم داره فقط برق نداره اي خداي بزرگ به من کمک کن که هر وقت خواستم درباره راه رفتن ديگري قضاوت کنم قدري با کفش هاي او راه بروم بزرگ كسي است كه در سينهي خود قلبي كودكانه داشته باشد به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف ميكنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي كنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت پشت سرت را نگاه كن ! در سالي كه گذشت چند تا دل را شكستي ؟! چند دل بدست آوردي ؟! اشك چند چشم را در آوردي ؟! بر روي چند لب ، لبخند نشاندي ؟! چند تا روح را آزردي ؟! چند روح را به پرواز در آوردي ؟! در چند وجود ، بوته ي محبت كاشتي ؟! ريشه ي كينه ي چند قلب را بارور كردي ؟! کدام نابساماني را سامان دادي ؟! چه زخمهائي را التيام بخشيدي ؟! کدام بيچاره را چاره نمودي ؟! کدام روح آشفته را آرامش بخشيدي ؟! ........ يادت هست تجربه هميشه به نفع انسان نيست چون هيچ حادثه اي دو بار به يک شکل رخ نمي دهد ترکه ميره رستوران به گارسون مي گه غذا چي داري؟ گارسون مي گه غداي امروز ما کاستيدجلينيکفتيتسا با ليمو - ترکه مي گه کاستيدجلينيکفتيتسا با چي؟ خدا شايد اين عشقي كه من ميگمو تو نشناسي...نزديك ترين كسم اينه....خيلي دوستش دارم ...راستي....يادم نره بهت بگم....عزيز ترين من اونه.....خودم مهم نيست ...اما...اون نزار تنها بمونه....بميرم واسه عشق...گريه چقدر بهش مياد...وقتي كه حرسش ميگيره...ميگه از من بدش مياد.... خواستم برات سبزه عيد بفرستم... گفتم شايد طاقت نياري و تا عيد بخوريش!!! خود را نگران آن چه مي داني يا نمي داني نکن .نه به گذشته بينديش و نه به آينده فقط بگذار دستان خدا هر روز شگفتي هاي اکنون را براي تو بياورند راننده زن را چطور بشناسيم 1) اگه ماشينش پنچر بشه کاپوت ماشين رو بالا ميزنه و توي ماشينو نگاه ميکنه! 2) اگه راهنماي چپ رو بزنه و سمت راست بپيچه! 3) وقتي پشت سرش باشي و چراغ بزني يا بوق بزني توي آينه رو نگاه کنه تازه يادش مياد که روسريش رو بايد درست کنه! 4) وقتي که با سرعت 140 تا يه پيچ رو دور بزنه! (البته اين يکي در مورد خانوم ها صدق نميکنه چون اونا بشتر از 14 تا نميرن) 5) وقتي که برن پمپ بنزين و بعد از زدن بنزين با همون شيلنگ داخل باک حرکت کنن راننده زن را چطور بشناسيم 1) اگه ماشينش پنچر بشه کاپوت ماشين رو بالا ميزنه و توي ماشينو نگاه ميکنه! 2) اگه راهنماي چپ رو بزنه و سمت راست بپيچه! 3) وقتي پشت سرش باشي و چراغ بزني يا بوق بزني توي آينه رو نگاه کنه تازه يادش مياد که روسريش رو بايد درست کنه! 4) وقتي که با سرعت 140 تا يه پيچ رو دور بزنه! (البته اين يکي در مورد خانوم ها صدق نميکنه چون اونا بشتر از 14 تا نميرن) 5) وقتي که برن پمپ بنزين و بعد از زدن بنزين با همون شيلنگ داخل باک حرکت کنن برن سلامت ... سعادت... سيادت.. سرور.. سروري... سبزي.و سر زندگي .. هفت سين سفره زندگيتان باد شکسپير : بدترين گناه اين است که به کسي که تو را راستگومي پندارد دروغ بگويي شما ممکن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال کنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد شيشه مي شکند و زندگي مي گذرد.نوروز مي ايد تا به ما بگويد تنها محبت ماندني است پس دوستت دارم چه شيشه باشم چه اسير سرنوشت قزوينيه ميگن: چرا توي سمينار شركت نكرديد؟ ميگه: بابا، سمينار كيلو چند؟ يه كنفرانسي، كنگرهاي، كنفدراسيوني، چيزي بود خبرم كنيد! مثل ماهي زنده مثل سبزه زيبا مثل سمنو شيرين مثل سنبل خوشبو مثل سيب خوش رنگ و مثل سکه با ارزش باشيد سال نو مبارک معني اين عبارت جبري چيست؟ (o/5 k3) ---------------------- (k3) . . . . . پاسخ: کاسه اي زير نيم کاسه است مهرباني را وقتي ديدم که کودکي خورشيد را در دفتر نقاشيش سياه کشيد تا پدر کارگرش زير نور آفتاب نسوزد نرم نرمک مي رسد اينک بهار / خوش به حال روزگار / اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم / اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب / اي دريغ از ما اگر کامي نگيريم از بهار /بهاران خجسته باد هميشه پشت سرهرمرد موفق زني است که نتونسته جلوي موفقيتشوبگيره يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد ، رقصيدن شاخه ي بيد تقديم تو باد ، تنها دل ساده ايست دارائيه ما ان هم شب عيد تقديم تو باد... عيدت مبارک |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/01/05ساعت 5:33 بعد از ظهر توسط عزرائیل |
|
|
سلام به بروبکس بی حال..!
ماشین پلیس دیدین از همین بنزهایی که تو خیابانهای تهران میچرخه حال میگیره...! حالا اینارم ببینید حال کنید...! ![]() ![]() ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/09ساعت 2:49 بعد از ظهر توسط joker |
|
|
********************************************************************* یه بلیط ۱ سره از تولد به مرگ....۱۸ سال پیش تو ایستگاه تولد سوارش شدم..... رفتم نشستم تو کوپم کنار در..... یه پنجره رو در بود روش نوشته بود بیخیالی...... سیاه بود هیچی از پشتش معلوم نبود...... قطار با سرعت ثابت رو ریل زمان میرفت تا رسیدیم به ایستگاه بلوغ...... بلند شدم رفتم نشستم کنار پنجره کوپه...... روش نوشته بود پوچی و بد بینی....... قطار راه افتاد و سهم من منظره های مجهول و زشت شد...... برگشتم دوباره نشستم کنار پنجره بیخیالی اما چیزی برای دیدن نبود........ خسته شدم بلند شدم وسائلم رو جمع کنم که از قطار پیاده شم....... تحمل موندن تو قطار تا رسیدن به ایستگاه مرگ رو نداشتم...... تصمیم گرفتم تو ایستگاه خودکشی پیاده شم........ یه لحظه حس کردم کسی از بالا صدام میزنه........ سرم رو بردم بالا یه پنجره دیگه بود به اسم امید و توکل...... الآن مدت هاست که کف کوپه دراز کشیدم رو به پنجره امید دارم از عبور قطار زندگی از ریل زمان لذت میبرم تا برسم به ایستگاه آخر............................! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/11/03ساعت 3:11 بعد از ظهر توسط joker |
|
|
آدم بي خاصيت:
راننده کاميوني وارد رستوران شد. دقايي پس از اين که او شروع به غذا خوردن کرد سه جوان موتورسيکلت سوار هم به رستوران آمدند و يک راست به سراغ ميز راننده کاميون رفتند و بعد از چند دقيقه پچ پچ کردن، اولي سيگارش را در استکان چاي راننده خاموش کرد. راننده به او چيزي نگفت. دومي شيشه نوشابه را روي سر راننده خالي کرد و باز هم راننده سکوت کرد و بعد هم وقتي راننده بلند شد تا صورتحساب رستوران را پرداخت کند نفر سوم به پشت او پا زد و راننده محکم به زمين خورد ولي باز هم ساکت ماند. دقايقي بعد از خروج راننده از رستوران يکي از جوانها به صاحب رستوران گفت : چه آدم بي خاصيتي بود، نه غذا خوردن بلد بود و نه حرف زدن و نه دعوا ! رستورانچي جواب داد: از همه بدتر رانندگي بلد نبود چون وقتي داشت مي رفت دنده عقب 3 موتور نازنين را خرد کرد و رفت. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/11/03ساعت 3:5 بعد از ظهر توسط joker |
|
|
لیلی و مجنون....!
ميگن يه روز ليلي و مجنون با هم قرار مي ذارن. ليلي واسه مجنون پيغام فرستاد كه انگار خيلي دوست داري منو ببيني؟ اگر نيمه شب بياي بيرون شهر كنار فلان باغ منم ميام تا ببينمت.
مجنون كه شيفته دیدار ليلي بود چندين ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست ولي مدتي كه گذشت خوابش برد . نيمه شب ليلي اومد و وقتي اونو تو خواب عميق ديد از كيسه اي كه به همراه داشت چند مشت گردو برداشت و ريخت توي جيبهاي مجنون و رفت.
مجنون وقتي چشم باز كرد خورشيد طلوع كرده بود آهي كشيد و گفت: اي دل غافل يار آمد و ما در خواب بوديم و افسرده و پريشون برگشت به شهر .در راه يكي از دوستانش اونو ديد و پرسيد چرا اينقدر ناراحتي ؟ و وقتي جريان را شنيد با خوشحالي گفت: اين كه عاليه آخه نشونه اينكه ليلي به دو دليل تو رو خيلي دوست داره : ليل اول اينكه خواب بودي و بيدارت نكرده به طور حتم به خودش گفته اون عزيز دل من كه تو خواب نازه چرا بيدارش كنم و دليل دوم اينكه وقتي بيدار مي شي گرسنه بودي و ليلي طاقت اين رو نداشته پس برات گردو گذاشته تا بشكني و بخوري . مجنون سري تكان داد و گفت نه اون مي خواسته بگه تو عاشق نيستي اگه عاشق بودي كه خوابت نمي برد. تو رو چه به عاشقي...!
تو بهتره بري گردو بازي كني. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/09/12ساعت 2:8 بعد از ظهر توسط joker |
|
|
********************************************************************* اس.ام.اس....!
زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند --------------------------------- زندگي مثل پياز است که هر برگش را ورق بزني اشکتو در مي ياره --------------------------------- زندگي فرصت بس کوتاهيست...تا بدانيم که مرگ... آخرين نقطه پرواز پرستو ها نيست...مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانيم پس از خواب زمستاني خاک... نفس سبزبهاري جاريست --------------------------------- نفرين به اون کسايي که روي دلا پا مي ذارن تا که مي بينن عاشقي ميرن و تنهات مي ذارن نفرين به آدمايي که تو سينه ها دل ندارن عاشق عاشق کشين ، رحم و مروت ندارن --------------------------------- پيچ جاده ، آخر راه نيست مگر اينکه تو نپيچي! --------------------------------- تركه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ تركه مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما --------------------------------- مثبت انديشي يعني اينكه اگر يه گنجشك روي سرت چلقوز كرد، خوشحال باشي از اينكه گاوها پرواز نميكنند! --------------------------------- يک گل خوشگل پشت ويترين گل فروشي ديدم!!! خواستم برات بخرمش. به فروشنده گفتم :اون گل چند؟ گفت:اون گل نيس آينه ست --------------------------------- تركه ميره جبهه فرداش بر ميگرده ميگن چرا برگشتي؟ ميگه پدر سوخته ها به قصد کشت تفنگ بازي ميکردن --------------------------------- آن که مست آمد ودستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت --------------------------------- --------------------------------- عشق را وارد کلام کنيم تا به هر عابري سلام کنيم و به هر چهره اي تبسم داشت ما به آن چهره احترام کنيم زندگي در سلام و پاسخ اوست عمر را صرف اين پيام کنيم عابري شايد عاشقي باشد پس به هر عابري سلام کنيم چاه هم با من و تو بيگانه است ني صد بند برون آيد از آن، راز تو را فاش كند درد دل گر بسر چاه كني خنده ها بر غم تو دختر مهتاب زند گر شبي از سر غم آه كني --------------------------------- --------------------------------- انسان عاشق زيبايي نمي شود بلكه آنچه عاشقش مي شود در نظرش زيباست --------------------------------- پـــیــش آتــــش دل شمع و پر پروانه یکیست گـــر بــه سـر حـد جنونت ببرد عشق "عماد" بی وفــــائی و وفـــاداری جــــانـــانـه یکیست --------------------------------- --------------------------------- --------------------------------- پاسخ اپراتور موبايل در مركز بروجرد هنگامي كه مشترك در دسترس نيست: ًْمشترك مورد نظرنيسا. نه كه نيسا. هسا. دم دست نيسا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/09/12ساعت 2:6 بعد از ظهر توسط joker |
|
|
********************************************************************* آره..! اینجوریاست..؟ خوب فعلاْ چندتا داستان میذارم تا بعد...!
بازگشت به خانه..! سه دختر و سه پسر جوان از رکاب مینی بوس بالا رفتند و در صندلی خود جای گرفتند.این شش نفر برای گردش دستجمعی راه جنوب را در پیش گرفته بودند.مینی بوس به راه افتاد و بزودی شهر را، که در هاله خاکستری و سرد غوطه ور بود، پشت سرگذاشت . مینی بوس هنوز چند کیلومتری بیشتر از شهر دورنشده بود که این شش جوان متوجه حضور مردی شدند که با لباسهایی کهنه و شلخته یکی از صندلی های جلو را پرکرده و به جاده پیش رو چشم دوخته بود . از قیافه در هم او نمی شد با اطمینان سنش راحدس زد. در تنهایی خود غرق بود و ناخودآگاه لب خود را به دندان می گزید .پاسی از شب گذشته بود که مینی بوس در مقابل مهمانخانه ای کنار جاده متوقف شد . به غیر از آن مرد آشفته تمامی مسافران پیاده شدند .جوانها که رفتار او را غیر معمول می دیدند با کنجکاوی حرکاتش را زیر نظر داشتند . کنجکاو بودند بدانند این مرد کیست و مقصدش کجاست .هر کس در باره او به گمانی بود . یکی با خود می اندیشید " شاید ناخدایی است که سالها از خشکی دور بوده است" آن دیگری با خود فکر میکرد:"ممکن است کهنه سربازی باشد که به خانه اش باز می گردد و سومی با خود می اندیشید:"از کجا معلوم مردی نباشد که از خانه گریخته است؟".پس از باز گشت به مینی بوس یکی از دخترها در کنار مرد نشست و با او آغاز به صحبت کرد . اسم مرد وینگو بود .دختر گفت:"ما عازم فیلادلفیا هستیم . می گویند شهر زیبایی است."مرد مثل اینکه این حرف خاطره مبهمی را در او زنده کرده باشد با حالتی اندیشناک گفت: کاملا درست است. هفته پیش ،وقتی به من خبر دادند که بزودی آزاد خواهم شد نامه ای به همسرم نوشتم . میدانید در جاده ورودی شهر ما درخت بلوط تناوری قرار دارد.من در نامه از همسرم خواهش کردم تا اگر هنوز به من وفادار است دستمال زردی را بر یکی از شاخه های این درخت بیاویزد. در این صورت من پیاده خواهم شد و به خانه خواهم رفت .در غیر اینصورت می فهمم که همسرم از من متنفر است از خیرش خواهم گذشت و باشما به مسافرت ادامه میدهم . مینی بوس به شهر وینگو نزدیک و نزدیکتر می شد...فقط پانزده کیلو متر دیگر...فقط ده کیلو متر دیگر...بناگاه دختر ها و پسر ها از روی صندلی خود به هوا پریدند و همراه با حرکات هیجان زده خود فریادهای شادی را سر دادند .وینگو بر صندلی خود میخکوب شده بود و نای حرکت نداشت و شگفت زده به درخت بلوط خیره مانده بود.از تمامی شاخه های بلوط روبان های زرد در اهتزاز بودند ،بیست ،سی و شاید هم بیشتر.روبان های زرد همچون پرچمهایی ، در اثر وزش باد برقص در آمده بودند . در حالیکه جوانها همچنان مشغول شادی و نشاط بودند، وینگو از جا برخاست ،به جلوی مینی بوس آمد ،پیاده شد و بطرف خانه براه افتاد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/09/12ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط joker |
|
|
اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم اهم
اه اه اه چقدر خاک گرفته اینجا رو!!!!!! بابا جوکر یه سری به دست و روی وبلاگ می گرفتی بعد می رفتی. ای باباااااااااااااااااااا. اینجا چرا اینطوریه؟ نه مثل اینکه باید آستینا رو بالا بزنم و از اول شروع کنم. البته با کمک رحیم جوکر عزیز. خب اول از همه یه عالمه جوک و اس ام اس براتون می زارم بعدش هم چندتا کلیپ باحال و بعدشم یه سری آهنگ و بعدشم تم برا گوشیاتون و خلاصه از امروز میترکونیمممممممممممم ( البته با کمک همدیگه) SاسM**** SامS**** MاسS به خاطر اعتراض به فيلم سيصد از اين به بعد اينطور ميشماريم : زندگي قصه مرد يخ فروشي است که از او پرسيدند : فروختي؟ گفت نخريدند تمام شد. يك هفته اقامت در ايران
پذيرايي در بهترين هتل ها با چلوكباب فرد اعلاي ايراني
خريد رايگان از فروشگاه هاي هاكوپيان
ملاقات با پرزيدنت "محمود احمدي نژاد"
تنها با
15 متر تجاوز به آب هاي ايران!
خواص گوسفند : عجب رسمیه ! رسمه زمونه،اس ام اس شده کار شبونه،میرن مسیجا، از اونا فقط ... هزینه هاشوووون بجا میمونه!، چی شد اون ترکه؟، کجاست اون لره؟،جکاشون چی شد؟،خدا میدونه...
خیلی دوست دارم ببینمت ، ولی حیف که بلیت باغ وحش گرونه . روانشناسان ترک اعلام کردند مهم ترین عامل طلاق ازدواج است . من ستايشگر معلمي هستم که انديشيدن را به من بياموزد نه انديشه هارا. آرامش در زندگی بهترین چیز است، بیا به آرامش فکر کنیم دست هایی که یاری می رسانند مقــدس تر از دست هایی هستند که دانه های اگه يكي بهت لگد زد ناراحت نشو!!!!................لگد زد چون خيلي تووووووووووپي یارو خودش را به موش مردگي مي زنه، گربه مي خورتش چشماتو دايورت كردي رو قلبم خيالي نيست حداقل از رو ويبره درش بيار تا اينقدر دلمو نلرزونه زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن بیا دنیا رو بسازیم نَه با دنیا بسازیم آموختم: بهار را با عشق تابستان را با شادي پاييز را با غم و.....
clips فعلا نیست
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/09/10ساعت 3:28 بعد از ظهر توسط عزرائیل |
|
|
********************************************************************* سلام ديدم گناه دارين گفتم دوتا داستان طنز بزارم حال كنيد....!! فعلاً!! يك اشتباه..!! روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ آدرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد: گيرنده : همسر عزيزم موضوع : من رسيدم ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي كه چه قدر اينجا گرم حبر فوري.!! مرد ثروتمندي مباشر خود را براي سركشي اوضاع فرستاده بود. پس از مراجعه پرسيد: -جرج از خانه چه خبر؟ -خبر خوشي ندارم قربان سگ شما مرد. -سگ بيچاره؟!!پس او مرد. چه چيز باعث مرگ او شد؟ -پرخوري قربان! -پرخوري؟مگه چه غذايي به او داديد كه تا اين اندازه دوست داشت؟ -گوشت اسب قربان و همين باعث مرگش شد. -اين همه گوشت اسب از كجا آورديد؟ -همه اسب هاي پدرتان مردند قربان! -چه گفتي؟همه آنها مردند؟ - بله قربان . همه آنها از كار زيادي مردند. براي چه اين قدر كار كردند؟ -براي اينكه آب بياورند قربان! -گفتي آب!! آب براي چه؟ -براي اينكه آتش را خاموش كنند قربان! -كدام آتش را؟ -آه قربان! خانه پدر شما سوخت و خاكستر شد. -پس خانه پدرم سوخت ! علت آتش سوزي چه بود؟ -فكر مي كنم كه شعله شمع باعث اين كار شد. قربان! -گفتي شمع؟ كدام شمع؟ -شمع هايي كه براي تشيع جنازه مادرتان استفاده شد قربان! -مادرم هم مرد؟ -بله قربان .زن بيچاره پس از وقوع آن حادثه سزش را زمين گذاشت و ديگر بلند نشد قربان.! -كدام حادثه؟ -حادثه مرگ پدرتان قربان! -پدرم هم مرد؟ -بله قربان. مرد بيچاره همين كه آن خبر را شنيد زندگي را بدرود گفت. -كدام خبر را؟ -خبر هاي بدي قربان. بانك شما ورشكست شد. اعتبار شما از بين رفت و حالا بيش از يك سنت تو اين دنيا ارزش نداريد .من جسارت كردم قربان خواستم خبر ها را هر چه زودتر به شما اطلاع بدهم قربان |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/07/16ساعت 1:29 بعد از ظهر توسط joker |
|
|
سلام به تمام عزيزاني كه تو اين مدت ياريگر ما بودند........!
دانشگاه قبول شدم اما نه اوني كه دلم ميخواست..........! دارم ميخونم برا سال ديگه )): شما رو به خدا ميسپارم و سال ديگه همين موقع برميگردم پيشتون....!منو فراموش نكنيد دوستون دارم دوستون دارم دوستون دارم...! باي باي)): عبدالرحيم قاسمپور ماهيدشتي (JOKER) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/06/18ساعت 3:14 بعد از ظهر توسط joker |
|
|
*********************************************************************
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/06/17ساعت 2:33 بعد از ظهر توسط joker |
|
|
********************************************************************* 1- گویند سلام طلایی ترین کلید برای ورود به تالار آشنایی هاست پس صمیمی ترین سلام تقدیم تو باد.
2- میدونم بیداری داری ستاره ها ررو می شماری ولی یکیش کمه چون داره sms میده ، منم خوابم نمی بره دارم گوسفند ها رو می شمارم ولی یکیش کمه چون داره sms می خونه.
3- نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کویر... و می دانی که کویر بدون باران زنده است ......... پس برو بمیر!!!
4- امیدوترم امشب که می خوابی قشنگترین و بهترین آدم دنیا رو ببینی ولی سعی کن بهش عادت نکنی چون من هر شب نمی تونم بیام تو خوابت.
5- از ترکا می پرسن به مادر امام زمان چی میگن؟ میگه: بستگی داره اگه پایین شهری باشه ، ننه حجت. اگه وسط شهری باشه مامان مهدی. اگه بالا شهری باشه خانم عسکری.
6- اگه گفتی Love in your face یعنی چی؟ یعنی چی؟ .. . یعنی جمالتو عشقه.
7- روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت.............................. آمدم پاک کنم عشق تو را بدتر شد............................... خلاصه ریدی به فرش.
8- خبر فوری: به علت سهمیه بندی شدن بنزین و خانه نشین شدن مردان جمعیت ایران تا 9 ماه آینده 10 برابر افزایش خواهد یافت.
9- اگر دلت مثل یه دریاست یا مثل یه برکه است مهم نیست فقط مواظب باش کسی توش نشاشه.
11- عزیزم تو گاو منی .............. ناراحت نشو الان می فهمی . گ: گلمی. ا : آرزومی.و: وجودمی.
12- همیشه در بازی گرگم به هوا از گرگ شدن فرار می کردیم دلی اکنون نا خواسته در تمام بازی ها گرگیم بی آنکه از خودمان بترسیم.
یه سری زنگ موبایل و زنگ اس.ام.اس هم برا دانلود میذاردم. برید حالشو ببرید...! و در آخر اخبار هری پاتر که از وبلاگه دوست و همسایه خودمون http://www.basilik.blogfa.com/ براتون مینویسم(میدزدیم هری پاتر سایت رسمی انتشارات تندیس امروز در خبری اعلام کرد:
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/06/04ساعت 11:7 بعد از ظهر توسط joker |
|
|
********************************************************************* سلام به تمام عزيزاني كه به اين وبلاگ اومدن . ميان . و با ما همراهن...! همين الان كتاب اخر هري پاتر رو خوندم...! جالب بود كتابو ميگم ولي اوني كه من خوندم ترجمش اشغال بود...! به يه جور حس پوچي رسيدم (تو كفم) حس ناجوريه...! اخرش خيلي كشت و كشتار شد....! اگه كسي ميخاد بدونه اخرش چي ميشه يا كي كيو ميكشه يا كي با كي ازدواج ميكنه يا اينكه اسنيپ ادمه خوبيه يا نه و يا اينكه دامبلدور زندس يا نه و تحمل نداره..... به درك يا بايد صبر كنه يا تو نظرات بخاد همه چي رو بدونه...! i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i!i پسر : بابا من برای اولین بار س * ک * سو تجربه کردم...پدر : آفرین پسرم " بشین بران تعریف کن ! پسر : نمیتونم بشینم... ک * و * ن * م درد میکنه...!!! ---------------------------------------------------------------------------------------------------------- ترکه به زنش گفت ماشالاه این داماد خارجیمون گله... شبا مواظب ماس بیدار نشیم هی به دخترمون میگه : Suck It ----------------------------------------------------------------------------------------------------------- Ek ok Vak Vok oak Vaok ovak avok ovok vokovak uovoukovak kovak kovak . . . دیدی بالاخره زبون اردکارو یاد گرفتی... فردا زبون میمونارو کار میکنیم....!!! ----------------------------------------------------------------------------------------------------------- ترکه شب ادراری داشته " یه شب از جاش بلند میشه میبینه جاشو خیس نکرده از خوشحالی سکته میکنه میمیره...!!! ----------------------------------------------------------------------------------------------------------- یه شب یه رشتیه تو تخت پیش زنش پاشونو میشماره میبینه 6تاس... میترسه پاشو جمع میکنه دوباره میشماره میبینه 4تاس...میگه :آخیش خواب دیدم....!!!! ----------------------------------------------------------------------------------------------------------- قزوینیه از صفحه جهان پاک میشه میگردن دنبالش میبینن ک * ی * رشو کرده سوراخ لایه اوزون...!!! ----------------------------------------------------------------------------------------------------------- متاسفانه باخبر شدیم هنرمند بزرگ سینما و تلویزیون حمیده خیر آبادی " معروف به نادره " دیشب در سن 89 سالگی در بستر خود شاشید...!!! ----------------------------------------------------------------------------------------------------------- همیشه سعی کن تو زندگیت امیدوار باشی...هیچ وقت غم و حسرت چیزایی رو که نداری نخور " مثل عقل " انسانیت " درک بالا... اینا اصلا ارزش نداره ناراحت نباش...!!! ---------------------------------------------------------------------------------------------------------- Dom,vadom,vadom,badom,vadom,ba تبریک عرض میکنم...شما تونستین 20 ثانیه به زبون زشترین شامپانزه آفریقایی صحبت کنین... ----------------------------------------------------------------------------------------------------------- ترکه میخواست دستکش بخره " میره داروخانه میگه : کاپوت خانواده دارین؟!؟! ----------------------------------------------------------------------------------------------------------- *توجه* (( یک اس ام اس نپاد پرستی ترکی " ترکا بعد از 8000 سال بالاخره تونستن واسه فارسا جوک بسازن....!!! )) یه ترکه لخت تو خاک غلط میزده...یه فارسه به دوستش میگه این چیکار میکنه؟ دوسته میگه : هیچی " مادر فارسارو گ * ا * ئیده آب پیدا نکرده داره تیمم میکنه...!!! اندازه یه لوبیا دوست دارم.... ناراحت نشو عزیزم... لوبیای سحر آمیزو میگم!! _ _ _ _ _ _ _ _ _ تنها بنایی که اگه بلرزه محکم تر میشه، دله!! _ _ _ _ _ _ _ _ _ رک و راست بهت بگم دیگه از چشمم افتادی.... فهمیدی؟؟....افتادی صاف توی قلبم!! _ _ _ _ _ _ _ _ _ من 3 تا دوست دارم: 1. خورشید 2. ماه 3. تو اولی رو برای روزام میخوام، دومی رو برای شبام میخوام، ولی تو رو برای تمام لحظات زندگیم میخوام! _ _ _ _ _ _ _ _ _ * /-/ * * * /-/ * * * * /-/ * * شب شده، نردبون گذاشتم بری سر جات بخوابی ماه من. _ _ _ _ _ _ _ _ _ نه آنچنان عاشق باش که هیچ چیز را نبینی، نه آنقدر ببین که هرگز عاشق نشوی! _ _ _ _ _ _ _ _ _ من 2 نفرو تو زندگیم دوست دارم . . . . . اولیش تویی . . . . . دنبال چی میگردی؟ دومی نداره، فقط تویی!! _ _ _ _ _ _ _ _ _ سلام. از املاکیه عاشقان مزاحم میشم، قلب شما مستاجر نمیخواد؟؟! _ _ _ _ _ _ _ _ _ یه تریلی ارادت داریم خدمت شما، خالیش کن تریلی بعدی تو راهه!! _ _ _ _ _ _ _ _ _ میخوام یه اتوبوس بسازم، اتو دارم ولی بوس ندارم... یه بوس میدی؟؟! _ _ _ _ _ _ _ _ _ شکسپیر: همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست داره، نه کسی که تو دوسش داری. _ _ _ _ _ _ _ _ _ |--------|-- | . | .o | \|/ | JL | ببین از بس اس ام اس ندادی خودمو دار زدم! _ _ _ _ _ _ _ _ _ دنیا رو می بینی؟ وقتی یکی رو دوست داری اون دوست نداره، وقتی یکی دوست داره تو دوسش نداری. دو نفر هم که همدیگر رو دوست دارن هیچ وقت به هم نمیرسن!! _ _ _ _ _ _ _ _ _ تحفه اگه فکر کردی که دوست دارم و دیوونتم و نگرانتم و برات می میرم و عاشقتم......درست فکر کردی!! _ _ _ _ _ _ _ _ _ وقتی دلم برات تنگ میشه... ()*() (-.-) (")(") چشمامو می بندم و فکر میکنم که تو.... ()@( ()*() ( `.`(`.` ) (") (`(")(") همیشه پیشمی! اینم جک ها و سرکاری ها: سلام بچه ها یه خبر فوری: بالاخره من هم زن گرفتم ... .... یه هم زن برقی!!! _ _ _ _ _ _ _ _ _ اماکن دیدنی رشت: کلوچه پزی پسر و پدران کتیبه زن با وفا مجسمه مرد با غیرت میدان شهید حلال زاده پارک زیبا دماغ _ _ _ _ _ _ _ _ _ قانون 22 نیوتون: عشق در پسران از بین نمیره بلکه از دختری به دختر دیگه منتقل میشه!! _ _ _ _ _ _ _ _ _ خیلی وقته میخوام یه چیزی بهت بگم ولی تا حالا روم نشده گفتنش خیلی برام سخته د دو دوس دوسه لیتر بنزین داری به من بدی؟؟! _ _ _ _ _ _ _ _ _ به رشتیه میگن زنتو با ماشین بردن میگه : اوووووووو! اینا بنزین از کجا میارن؟؟ _ _ _ _ _ _ _ _ _ (`.`) (`.`) (`.`) \ | / \ | / \ | / _| |_ _|`|_ _|`|_ اگه گفتی تو کدومی؟؟ . . . . . اه چقدر خنگی!! همون که دودول نداره!!! _ _ _ _ _ _ _ _ _ پدر برای بچه اش گردو میشکوند و میگفت بخور بابا دودولت بزرگ بشه. زنش میگه: می میری دوتا هم خودت بخوری؟! _ _ _ _ _ _ _ _ _ می دونی چرا لک لک موقع خواب یه پاشو بالا میگیره؟؟؟ . . . . . خب معلومه دیگه اگه هر دو پاشو بالا بگیره که می افته!! _ _ _ _ _ _ _ _ _ یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه : (Life is too short.) پس دستتو از تو شرتت دربیار و اینقدر با زندگیت بازی نکن! _ _ _ _ _ _ _ _ _ به ترکه میگن درو ببند هوای بیرون سرده. میگه مثلا من درو ببندم هوای بیرون گرم میشه؟؟ _ _ _ _ _ _ _ _ _ 90% ترک ها نمی تونن به 110 زنگ بزنن می دونی چرا؟؟ . . . . . چون نمی تونن دکمه 11 رو پیدا کنن! _ _ _ _ _ _ _ _ _ از ترکه میپرسن چرا محلتون آسفالت نشده؟؟ میگه بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شما و بینندگان عزیز و همچنین پرسنل محترم شهرداری و مقام معظم رهبری و خانواده محترم شهدای دفاع مقدس، جانبازان، معلولین و ایثارگران، من بچه این محل نیستم! _ _ _ _ _ _ _ _ _ آیا میدانید میزان پاسخ مثبت دختران به بوق زانتیا 60% بیش از انواع پژو میباشد؟؟ سایپا به فردا شبی بهتر می اندیشد! _ _ _ _ _ _ _ _ _ درجات دیوانگی: 1. گیج 2. خنگ 3. پپه 4. یول 5. اسکل 6. شاسکول 7. گاگول 8. لر 9. طرف 10. ... اسمت چی بود؟؟؟! _ _ _ _ _ _ _ _ _ آلبرت انیشتین میگه: عشق مثل ساعت شنی میمونه. همزمان که قلبتو پر میکنه مغزتو خالی میکنه. البته برای کسایی که مغزشون پره! تو راحت باش..! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/06/04ساعت 11:3 بعد از ظهر توسط joker |
|
|
با سلام خدمت دوستان عزیز. من فکر کردم از اونجایی که ما در ضمینه ی پیامک(همون اس ام اس) کار می کنیم بد نیست چند تا تم و از این جور چیزا هم بزاریم. پس از امروز وبلاگی تازه تر را مشاهده می کنید . البت با اجازه جوکر جان خان
اول از همه در جواب پریا خانوووون که ای نظر رو دادن """"""
|
|||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/06/01ساعت 10:40 قبل از ظهر توسط عزرائیل |
|
|||||||||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شاید زندگی آن جشنی نباشد که ما آرزویش را داشتیم اما حال که به آن دعوت شدیم بگذار تا می توانیم زیبا برقصیم...!
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
اس ام اس داستان.. عکس...! |
| نویسندگان |
|
joker عزرائیل |
|
RSS
|